شده عاشق دل هر جایی من باز ... خدایا !
نرود حرف به خرج دل مستم سر مویی
دست من گیرد و سویی کشدم دل که : « چه مانی ! »
عقل بر دامنم آویزد و غرد که : « چه پویی ! »
گویدم دل که : « چو بینیش بگویی غم ما را »
تا که بینم بر آشوبد آن یک که نگویی !
(احمد شاملو)

پيام ها ()