شده عاشق دل هر جایی من باز ... خدایا !
نرود حرف به خرج دل مستم سر مویی
دست من گیرد و سویی کشدم دل که : « چه مانی ! »
عقل بر دامنم آویزد و غرد که : « چه پویی ! »
گویدم دل که : « چو بینیش بگویی غم ما را »
تا که بینم بر آشوبد آن یک که نگویی !
(احمد شاملو)
زندگی را از نخست برای من بد ترجمه کرده اند ، زندگی را یکی مرگ تدریجی نام نهاد ،
یکی بدبختی مطلق معنی کرد ، یکی درد درمان ناپذیرش خواند ، و سرانجام یکی رسید و
گفت : زندگی به تنهایی ناقص است تا عشق نباشد ، زندگی تفسیر نمی شود .
(احمد شاملو)
نه در رفتن حرکت بود ، نه در ماندن سکون ، شاخه ها را از ریشه جدایی نبود ، و باد سخن چین با برگ ها
رازی چنان نگفت که به شاید ، دوشیزه عشق من مادری بیگانه است ، و ستاره پر شتاب بر مداری معیوس
جاودانه می گردد .
(احمد شاملو)
غربت را نباید درالفبای شهرغریب جستجو کرد.
همین که عزیزت نگاهش را به طرف دیگری کرد، تو غریبی

سلام دوستان
ورود منو به پرشین بلاگ تبریک بگید
انشا الله که وبلاگ خوب و بدردبخوری واستون باشه
دل بریدم از تمام زندگی
در تو گم گشتم به نام زندگی
با تو بودن شد برایم هر نفس
معنی ناب کلام زندگی
پيام ها ()